این سه رباعی را از دفتر چهل و هشتم کتاب مختارنامه از عطار نیشابوری انتخاب کرده‌ام. نام آن دفتر: در سخن‌گفتن به زبان شمع. قریب‌به‌اتفاق رباعی‌های این دفتر چنین آغاز می‌شود: «شمع آمد و گفت:…».

فهرست محتواهای این شمارهٔ نشریهٔ باسابقه و کلاسیک Blue Unicorn را می‌توانید اینجا ببینید. لینک خرید این شماره هم همانجاست:)

و اما آن سه رباعی:

۱
شمع آمد و گفت: دل گرفت از خلقم
کافتاد ز خلق، آتشی در فرقم
چون زار نسوزم و نگریم بر خویش
آتش بر فرق و ریسمان در حلقم

۲
شمع آمد و گفت: پا و سر باید سوخت
هر لحظه به آتش دگر باید سوخت
وقتی که به جمع روشنی بیش دهم
گر خواهم و گر نه بیشتر باید سوخت

۳
شمع آمد و گفت: این تن لاغر همه سوخت
رفتم که مرا ز پای تا سر همه سوخت
خشکم همه از دست شد و تر همه سوخت
اشکی دو سه نم بماند و دیگر همه سوخت