«از آبی نفسهای کوتاه» اثر ماندگار محمود شجاعی
با محمود شجاعی (۱۳۲۱-۱۳۹۴) نسبت خانوادگی داشتیم. میشد شوهرخالهٔ پسرعموی من. محمود شجاعی و همسرش خانم ناهید مایلی، در باغی بزرگ در مرکز کرج، محلهٔ شاهعباسی زندگی میکردند. همسرش همچنان همانجا ساکن است. در آن باغ بهغیر از ناهید مایلی، چهار خانوادهٔ دیگر از خاندان مایلی هم حضور داشتند: سه برادر او و مادر گرامیشان. فضای باغ پر از رفتوآمد و زندگی بود. تعطیلات میز بزرگی وسط باغ میگذاشتند و همه کنار هم: دهبیست نفر. زنعموی من، دکتر مایلی (داروساز سرشناس و قدیمی محلهٔ تهرانپارس) و همسرش دکتر اسدالهی (از اولین فوق متخصصان غدد در ایران) نیز هر جمعه آنجا بودند. خانوادهٔ خوشنام مایلی نزدیک به ۸۰ سال است که در آن باغ ساکناند. من هم که وصلهٔ همیشگی دو پسرعموی عزیزم بودم: سینا و آرش. خاله نوشین و عمو عطا جلو، ما سه تا عقب، به مقصد کرج. چه روزهایی. چه روزهایی. فرشید مایلی (راهنمای سرشناس کوهستان) را که رفیق سالهای سال من است نیز در همانجا یافتم.
اما محمود شجاعی… تا سالها نمیدانستم کیست. حتی اوایل دههٔ هشتاد که شعر را شروع کردم و میگفتند «آقای شجاعی هم شاعر بوده»، میگفتم «خب آرشیتکتیست که شعر هم نوشته! مثل تمام ایرانیها!». کار اصلیاش معماری و طراحی بود. هر چند زیاد از باغ بیرون نمیرفت و همانجا همهچیز را پیش میبرد. حتی نمیدانستم نام کوچکش چیست! همه میگفتیم «آقا شجاعی». سال ۱۳۸۷ فهمیدم که فردی به نام الهی گهگاه به دیدنش میآید و وقتی آن دو را با هم دیدم، تازه دوزاریام افتاد… زیاد از وجودش بهره نبردم و دریغ: جوانی و شورمندی و خامی!
انتشار «آبی نفسهای کوتاه» از محمود شجاعی فقید، به توصیهٔ پریزاد شجاعی
پریزاد عزیزم، خواهر کوچک و دوست خوبم، رنجیده بود که کتاب پدرش به دست اهلش نمیرسد. از اون رخصت خواستم که این کتاب را در وبسایت شخصیام ارائه کنم. باشد اگر کسی از پی نام و اشعارش رفت، این کتاب را بیابد و بخواند.
یادش گرامی.
» لینک دانلود رایگان کتاب «از آبی نفسهای کوتاه» از محمود شجاعی
