با طنین نوراللهیان و شعرش چندماهی‌ست آشنا شده‌ام. شاعری‌ست چستجوگر و جوان که اینگونه دربارهٔ تجربه‌های ادبی‌اش می‌گوید:
«ادبیات برای من عنصر نگه‌دارنده بوده است. نگه‌دارنده از چه؟ نمی‌دانم! می‌دانم بخشی از نگرش من به زندگی از کودکی تا حال با شیفتگی‌ به داستان‌ها شکل گرفته‌ است: از دنیای برادران گریم تا بورخس! دقیق‌تر بگویم: هر آن‌چه را در من شکل نگرفته است، مدیون ادبیات هستم. ادبیات هیچ‌گاه قوانین خودش را افشا نمی‌کند… همیشه فضایی برای خیال، بازی و جست‌و‌جو باقی می‌گذارد. تحصیل‌کردهٔ داروسازی هستم، داروساز نیستم. شعر می‌نویسم و شاعر نیستم. و از جا نگرفتن در هیچ‌کجا لذت می‌برم. شاید ادبیات عنصر نگه‌دارندهٔ من برابر حل‌شدن در شدت واقعیتی‌‌ست که نمی‌توانم به آن خو بگیرم».
‌‌ ‌‌
بیوگرافی: طنین نوراللهیان، زادهٔ بهمن ۱۳۷۷، مشهد، دکتر داروسازی. او فعالیت ادبی خود را از سال ۱۳۹۶ با ویراستاری برای نشریه‌های تخصصی آغاز کرد و حال پس از سال‌ها مخاطب‌-ادبیات‌-بودن، به‌تازگی نوشتن شعر را تجربه می‌کند.

هزارتوی انتخاب: نگاهی به ساختار تعاملی در شعر «طنین نوراللهیان»
در ادبیات پسامدرن، گاه و بی‌گاه متن از داشتن فرم معین شانه خالی می‌کند و تعیین فرم نهایی‌اش فرآیندی‌ست که با مشارکت خواننده کامل می‌شود. اثری که پیشِ رو دارید، نمونه‌ای قابل توجه از شعر تعاملی (Interactive Poetry) است؛ فرمی که در آن چیدمان نهایی شعر نه بر عهدهٔ شاعر، بلکه وابسته به «انتخاب» خواننده است.

پیش‌رَوی سیّال و مهندسی شاعرانه
ویژگی منحصربه‌فرد این شعر در بدنهٔ میانی و دوستونهٔ آن نهفته است. شاعر با طراحی ۱۵ سطر دوپاره، ساختاری غیرخطی ایجاد کرده است. در این شکل، خواننده در انتهای هر پاره، با دوراهی‌ای مواجه می‌شود:
۱. خواندن افقی
۲. خواندن عمودی

ریاضیاتِ شعر: ۳۲,۷۶۸ شکل برای خواندن: بلندترین شعری که تابه‌حال خوانده‌اید!
اگر بخواهیم از منظر ریاضی به وسعت این ساختار بنگریم، با پدیده‌ای شگفت‌انگیز روبرو می‌شویم. با توجه به داشتن ۱۵ سطر دوپاره و ۲ انتخابِ مجزا در پایان هر پاره، این شعر بیش از سی‌هزار حالت مختلف برای قرائت دارد.
برای درک بهتر عظمت این ساختار، کافی است زمان لازم برای خواندن تمامی این ترکیب‌ها را محاسبه کنیم. اگر فرض کنیم خواندن هر نسخه از این شعر فقط یک دقیقه زمان ببرد: شما باید بیش از ۵۴۶ ساعت به‌صورت مداوم مطالعه کنید: معادلِ ۲۲ شبانه‌روز درگیری بی‌وقفه و بدون استراحت برای کشف همهٔ ظرفیت‌های معنایی‌ای که شاعر در این ۱۵ سطر گنجانده است.

این‌ فرم‌های لازم، این فرم‌های کمیاب!
در حالی که شعر با جملهٔ «تصادفاً اتفاق می‌افتد» آغاز می‌شود، ساختار فیزیکی آن نیز بر پایهٔ انتخاب‌های لحظه‌ای بنا شده است. در این متن، شما نه فقط هزاران شعر گوناگون می‌بینید، بلکه در حال بازی با احتمالات هستید؛ بازی‌ای که در آن هر انتخاب، مسیرِ فهم شما از شعر را تغییر می‌دهد.
این شکل از آثار مرجعیت «لذت از شعر» را از «دهان» و «گوش» به «کاغذ» و «چشم» منتقل می‌کنند. شعر دیدنی، شعر بصری، شعر ویژوال. شعری که نمی‌توانَش خوانْد، اما به خود می‌خوانَد: شعر دیدار، شعر دیداری.