پیشدرآمد
«شعر پژوهشی» رویکردی جذاب در خلق شعر است که بیان شاعرانه را با پژوهشهای علمی (academic) یا تجربی (empirical) در هم میآمیزد.
۱. در شعر پژوهشی از نتایج علمی و دادههای مستند در مقام مادهٔ خام خلق استفاده میشود،
و شاعر همزمان با خلق شعر، به متون آکادمیک، اسناد تاریخی، دادههای تحقیقات میدانی و… رجوع میکند و ارجاع میدهد. مثلاً شاعری ممکن است با مطالعهٔ نامههای سربازان جنگ جهانی دوم، ضمن کولاژ و سیاهگری و نقلقول و… شعری برای بازنمایی تجربهٔ خود از جنگ ایران و عراق بسازد؛ یا شاعری دیگر با بهرهبردن از گزارشها و اعداد و آمار سازمانهای جهانی هواشناسی دربارهٔ ذوب شدن یخچالهای قطبی، شعری پیرامون آنشسوزی جنگلهای زاگرس بسراید.
۲. شعر پژوهشی میتواند خودِ روشِ تحقیق باشد—نه فقط خروجی پژوهش.
در این مسیر، شاعر-پژوهشگران از فرم و بیان شعری برای تحلیل، تفسیر، و ارائهٔ یافتهها-ی نه الزاماً علمی- حین پژوهش سود میبرند. این نوع برخورد با شعر و تحقیق علمی، به جنبههای عاطفی، ذهنی، و تجربی پژوهش اجازهٔ بروز میدهد، و مرزهای سنتی تحقیق آکادمیک را در مینوردد. شعر پژوهشی پلی میان شعر(هنر) و علم میکشد، و فضایی ترکیبی (hybrid) میان نویسندگی خلاق و تحقیق باز میکند: اینگونه، دقت تحقیقاتی با تخیل هنری به هم میآمیزد.
شعر اول: اثر دوپلر یا آمبولانس سرکوب
۱
لابد بارها دیدهاید که نوشتههای جلوی خودروهای امداد (مثلاً کلمهٔ «AMBULANCE») را بهصورت برعکس نوشتهاند. دلیل این کار خیلی ساده است:
وقتی رانندهٔ ماشین جلویی (یعنی ناظر) در آینهٔ عقب به آمبولانس نگاه میکند، این کلمهٔ برعکس بهشکل خوانا دیده میشود، لذا راننده میتواند سریعاً آن را بخواند و مسیر را برای خودرو امداد باز کند.
نام این تمهید mirror writing (نوشتار آینهای) یا reverse writing (نوشتار معکوس) است.
۲
تابهحال به صدای آژیر آمبولانس، هنگامی که از کنارتان عبور میکند و سپس دور میشود، دقت کردهاید؟ حتماً متوجه شدهاید که صدای آژیر، هنگام نزدیک شدن آمبولانس، زیرتر (تیزتر) و هنگام دورشدن آن، بمتر به نظر میرسد. این تغییر در فرکانس صدا، همان چیزی است که به آن اثر دوپلر (Doppler Effect) میگویند.
اثر دوپلر توضیح میدهد که چرا وقتی منبع صدا (مثلاً آمبولانس) به ما نزدیک میشود، امواج صوتی آن فشردهتر میشود و فرکانسشان بالاتر میرود و صدای زیرتری ایجاد میکند. برعکس، وقتی منبع صدا (آمبولانس) از ما دور میشود، امواج کشیدهتر شده و فرکانسشان کاهش مییابد؛ بدینترتیب صدای بمتری تولید میشود.
(منبع: زومیت)
۳
صدای حاصل از برخورد لولهٔ فلزی به شیء صُلب، ناشی از نوسان مولکولهای لولهٔ فلزی پس از ضربه است. این نوسان، ارتعاشی خاص با فرکانس اصلی (f)، همراه با مجموعهای از صداهای فرعی هارمونیک یا تقریباً هارمونیک تولید میکند.
میانگین فرکانس صدای تولیدشده توسط ضربهٔ لوله را بهصورت تقریبی ۲۴۰۰ هرتز در نظر میگیریم.
منبع: United States Department of Justice (با دستبرد)
۴
فرمول دوپلر
۵
• فرکانس دریافتی از برخورد لولهٔ فلزی به جمجمهٔ نوجوان، وقتی آمبولانس سرکوب با سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت (≈ ۲۸ متر بر ثانیه) از پشت به خودروی ناظر [که سرعتش ۷۲ کیلومتر بر ساعت (= ۲۰ متر بر ثانیه) است] نزدیک میشود: ۲۴۶۱ هرتز
• فرکانس دریافتی از برخورد لولهٔ فلزی به جمجمهٔ نوجوان، وقتی آمبولانس سرکوب با سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت (≈ ۲۸ متر بر ثانیه) از کنار خودروی ناظر [که سرعتش ۷۲ کیلومتر بر ساعت (= ۲۰ متر بر ثانیه) است] میگذرد و از آن دور میشود: ۲۳۴۷ هرتز
هیچکدام از این دو صدا برای ناظر (رانندهٔ خودرو شخصی) قابل شنیدن نیست.
شعر دوم: لیزر سبز
▪️تشخیص نور سبز در بینایی و ادراک تفاوت آن با سایر رنگها، در گرو عملکرد سلولهای مخروطی چشم و پردازش اطلاعات ارسالی در مغز است.
▪️در پسِ شبکیهٔ چشم، دو نوع سلول گیرندهٔ نور قرار دارد: سلولهای میلهای و سلولهای مخروطی. سلولهای میلهای به نور ضعیف حساساند و بیشتر برای دید در شب و تشخیص روشنایی و تاریکی به کار میآیند. سلولهای مخروطی اما در نور زیاد (مانند لیزر سبز) بهترین بازده را دارند و مسئول تشخیص رنگ و جزئیات دقیق تصویرها هستند.
▪️انواع سلولهای مخروطی: در چشم انسان سه نوع سلول مخروطی داریم که هر کدام به طیفی از طول موجهای نور حساسیت دارد.
👈 مخروطهای نوع S (حساس به طول موجهای کوتاه – نور آبی: اوج حساسیت ۴۲۰ نانومتر)
👈 مخروطهای نوع M (حساس به طول موجهای متوسط – نور سبز: اوج حساسیت ۵۳۴ نانومتر)
👈 مخروطهای نوع L (حساس به طول موجهای بلند – نور قرمز: اوج حساسیت ۵۶۴ نانومتر)
▪️وقتی نور به چشم میرسد، از عدسی عبور میکند و بر شبکیه متمرکز میشود. در نتیجه، هر یک از انواع سلولهای مخروطی – بسته به طول موج ورودی – تحریک میشود. مغز با تجزیهوتحلیل و مقایسهٔ سیگنالهای دریافتی از این سه نوع سلول، رنگ سبز را تشخیص میدهد.
.
.
.
.
.
.
«…و این
آخرین نوری بود
که دیدمش.»
[تصویر را خودم ساختم]
» مطلب پیشنهادی: پیرامون شعر سیاهگری (Blackout Poetry) + چند نمونه – ۱۴۰۳